غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
587
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
و اين مكاتيب را مصحوب حسين بيك برادر قاسم مهردار و كبر اسحق و شيخ بنياد بيك بدار السلطنهء هراة ارسال داشتند و چنانچه سابقا مذكور شد ايشان در روز جمعه هجدهم شوال به خدمت امير خان رسيدند و آن نوشتهها را معروض گردانيدند مع ذلك خاطر امير خان اطمينان نيافت و ببهانهء يورش قندهار در روز دوشنبه نوزدهم ذيقعده در ركاب شاهزادهء عاليجناب طهماسب ميرزا بصوب سبزوار شتافت و در اواخر روز چهارشنبه پنجم ذى الحجه منزل پلمالان از فر نزول درمشخان و زينل خان نضارت رياض رضوان گرفت و نسيم عدالت و رعيتپرورى از گلزار مكارم اخلاق در مشخان در اهتزاز آمده هواى دار الملك خراسان صفت اعتدال پذيرفت روز ديگر سادات و قضاة و موالى و اشراف و اعيان و اهالى تحف اخلاص و نياز بر كف نهاده و زبان بهجت و شادمانى بدعاء دولت خانى گشاده بآستان اقبالآشيان خراميدند و بسعادت دستبوس استسعاد يافته بحصول مقاصد و مآرب اميدوار گرديدند و روز جمعه باغ جهانآرا از فر طلعت آن مهر سپهر كامرانى يعنى حضرت درمشخانى غيرتافزاى بروج آسمانى گشت در آن اثنا بوضوح پيوست كه امير - خان داعيه مراجعت بدار السلطنة هراة ندارد و بقلم انديشه و عصيان نقش مخالفت و طغيان بر لوح ضمير مينگارد بنابرآن بر خاطر مبارك خانى كه مطلع انوار الهامات ربانيست چنان خطور نمود كه بنفس نفيس بجانب سبزوار ايلغار فرمايد و شرف ملازمت شاهزاده عاليمقدار طهماسب ميرزا دريافته بتقرير كلمات فتنهنشان ابواب اطمينان بر روى روزگار امير خان بگشايد و سحر روز شنبه هشتم ذى حجه با فوجى از خواص ملازمان بدانجانب روان گشت و روز عيد بنواحى سبزوار رسيد و امير خان در ملازمت شاهزاده عالميان طهماسب ميرزا سوار شده مراسم استقبال بجاى آورده از جانبين لوازم گذرانيدن تحفه و تبرك بتقديم رسانيدند و مجلس بزم تمهيد يافته جامهاى باده خوشگوار از دست ساقيان خورشيد ديدار داير گرديد و در آن مجلس انيس الحضرة البهيه چندان سخنان محبتآميز و كلمات مودتانگيز بسمع امير خان رسانيد كه او را يقين شد كه ايالت خراسان بدستور سابق تعلق بوى ميدارد لا جرم از مقام فتنه و فساد درگذشته عازم هراة گشت و درمشخان هم از آن منزل زبدهء امراء دين و دولت سيف الدين مظفر بيك را نزد ظهير السلطنة و الخلافة محمد بابر پادشاه فرستاد و پيغام داد كه درين ايام كه ما بموجب فرمان اشرف اعلى بديار خراسان رسيديم شاهزادهء عالميان طهماسب ميرزا باتفاق امير خان و سپاه فراوان متوجه قندهار بودند بنابر آنكه سلطان مهر و محبت آنحضرت بر شهرستان دل اينجانب استيلا دارد بالتماس تمام شاهزاده را به طرف هراة بازگردانيديم اميد آنكه خدام عالىمقام نيز طريق اتحاد مسلوك داشته از ظاهر قندهار بصوب كابل كوچ فرمايند تا شجاع بيك مجال يافته بدرگاه عالى شتابد و طريقهء وفا و وفاق بين الجانبين بشيوهء خلاف و نفاق تبديل نيابد و بعد از رفتن مظفر بيك درمشخان باتفاق امير خان در ملازمت شاهزاده عالميان روى بدار السلطنهء